پروژه‌های آخر ترم از آن دسته پروژه‌های پر دردسر هستند که باید هر طور شده تمامش کرد. گاهی هم گفته می‌شود که باید سر و تهش را هم آورد! این رویکرد بخشی از دانشجویان فراری از درس و مشق است که سعی دارند بپیچانند و نمره‌ای بگیرند. ولی اگر سر و کارتان با استاد من بود هیچ جور نمی‌شد پیچاند باور کنید!

امروز روز اول شروع ارائه پروژه‌های آخر ترم بود. من به جای این بیچاره دانشجوها استرس داشتم! پروژه عبارت است از بررسی وضعیت بازار یک محصول جدید از یک شرکت واقعی و با حضور مدیر عامل همان شرکت! اینجایش خیلی ظلم در حق این بندگان خدا بود که هیچ جور نمیشد سر و ته قضیه را هم آورد. چرا؟ در واقع دانشجوها که در تیم‌های چند نفری (4 یا 5 نفره) دسته بندی شده‌اند باید بر اساس تحقیق و مطالعه واقعی (یعنی تماس با شرکتهایی که به

نوعی مشتری این شرکت مورد نظر هستند) وضعیت بازار این شرکت را بررسی کنند و برای بازار داخلی و خارجی این شرکت راهکار ارائه کنند و در آخر یافته‌ها را در مقابل یک پنل 5 نفره متشکل از مدیر عامل همان شرکت، استاد درس و سه کارآفرین دیگر ارائه نمایند. بندگان خدا مثلا می‌گفتند فلان کشور بازار خوبیست و در مقابل باید جواب می‌دادند که در فلان کشور با چند شرکت تماس داشته‌اند و با چه کسانی حرف زده‌اند که بسیاری را همان مدیرعامل می‌شناخت. نمیشد ماست مالی کرد خداییش. کلیه پرزنتها فیلم برداری می‌شود و قضیه آنقدر جدی است که حد و حساب ندارد. پروژه‌ها از هر لحاظ کمی و کیفی حتی تا نحوه ارائه مورد بررسی قرار می‌گیرند و در نهایت نمره پایانی داده می‌شود.
این است فرق پروژه با پروژه!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید