حادثه ساختمان پلاسکو تلخ بود. خیلی تلخ. شب حادثه ناخودآگاه مشغول مقایسه شدم. مقایسه‌ای بین آمادگی برای اتفاقات غیرمترقبه در ایران و نیوزیلند.

روز دفاع تزم روز جالبی بود. من یک ربع جلوتر وارد اتاق شدم و مقدمات را مهیا کردم. بعد از ورود اساتید راهنما، مشاور، ناظر و داور و بعد از سلام علیک اولیه به من گفتند شروع کن. دقیقا اسلاید اول بودم که زنگ مربوط به آتش سوزی به صدا درآمد. این بار چندم بود در این سه سال و نیم که از این صداها می‌شنیدیم. همه سراسیمه و با استفاده از پله از طبقه چهارم تا اول را مثل برق دویدیم و رسیدیم به محوطه تجمع. اول تصور کردیم که واقعا آتش سوزی است ولی بعد فهمیدیم که مانور بوده! مانوری برای روزهای مبادا. مسئولین طبقات! آمدند و رویه خروج و زمان و ... را چک کردند و نهایتا اعلام کردند که مانور موفقی بود. البته مدیون همین مانورم چون این مانور یخ جلسه سنگین دفاع را شکست و بخشی از وقت اول جلسه به شوخی و خنده بابت مانور گذشت. بگذریم.

در نیوزیلند روی مسائل ایمنی به شدت حساس بودند. آنقدر که هیچ چیز فدای امنیت نمی‌شد. یادم است که در تعطیلات دو هفته‌ای سال جدید سه نفر در تصادفات رانندگی کشته شده بودند و در تلویزیون بحث این بود که چرا این سه نفر مرده‌اند و باید کاری کنیم که تعطیلات سال نو تلفات نداشته باشد.

به نظرم نمی‌شود جلوی اتفاق را گرفت. اتفاق ناگزیر رخ خواهد داد منتها چند نکته مهم هست: اول اینکه وقتی اتفاقی افتاد چند نفر آسیب خواهند دید؟ اتفاق خوب! یعنی آسیب نداشته باشد یا اگر دارد فقط مالی باشد و اگر مالی است کم باشد. دوم اینکه اگر اتفاقی افتاد اتفاق مشابه نباید تکرار شود. واقعا باعث شرمساریست که گاهی چند اتفاق مشابه باعث آسیبهای زیاد می‌شود و سوم آمادگی برای اتفاق است. آیا اگر اتفاقی ناگزیر افتاد می‌دانیم چه کنیم؟

شاید جالب باشد که بدانید عکس فوق رویه‌های اتفاقات ناگوار است. این رویه‌ها در همه طبقات و اتاقهای دانشگاه‌مان نصب شده بود. همه می‌دانستند که مثلا وقتی جایی آتش گرفت و آلارم آتش نواخته شد از کجا باید فرار کنند و در کجا باید جمع شوند، به چه شماره‌ای زنگ بزنند و ... حتی اگر به عکس دقت کنید رویه‌ای وجود دارد برای تعرض جنسی، که اگر اتفاق افتاد فرد بداند دقیقا چه کاری باید انجام دهد. سایر رویه‌ها را هم جالند: مثلا وجود یک بسته مشکوک یا گیرافتادن در آسانسور یا مثلا نشست گاز. تقریبا برای همه چیز از قبل فکر شده است!

حال چند سوال ساده بپرسیم از مدیرانمان. چند نفر از کسبه و احیانا کارگران ساکن پلاسکو چنین رویه‌هایی را بلد بودند؟ چند نفر می‌دانستند که روی پله‌ها نباید اجناس قابل اشتعال بگذارند. چند نفر می‌دانستند که در طبقه نهم نباید تانکر گازوییل گذاشت و ... . اصلا چرا پلاسکو! اگر خدایی ناکرده به هر دلیل منطقی و یا غیر منطقی فردا آتش سوزی در دانشگاه ما رخ داد چه باید بکنیم؟ آیا تا به حال یکبار در دانشگاه مانور آتش سوزی و زلزله داشته‌ایم؟ آیا به من استاد آموزش داده شده که اگر سر کلاس درس اتفاقی افتاد اتفاق را چطور مدیریت کنم؟

متاسفانه فضای مجازی ما پر است از سیاسی کاری‌هایی که نه تنها درمان درد نیست که درد را حادتر می‌کند. تو را قسم به خدا! ای کسانی که مسئولیت دارید از الان به فکر باشید که همه ما می‌ترسیم از روزی که زلزله‌ای در شهرمان رخ دهد. باید بپذیریم که از ماست که بر ماست. تا دیر نشده فکری کنید و کنیم.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید